تبليغاتX
افتاب گردون


افتاب گردون

به افتاب سلامی دوباره خواهم داد..

                                                                                                                                        سلام.بعد از ۱ ماه برگشتم تا دوباره حرفهای دلم رو باهاتون قسمت قسمت کنم.امیدوارم که غیبت طولانیم رو ببخشید.اخه این روزا هوا خیلی ابریه..پس به یه افتاب گردون حق بدین که دلش گرفته باشه و حس و حال نوشتن نداشته باشه..راستشو بخواید این روزا از بس گردن چرخوندم و تو اسمون دنبال خورشید گشتم چیزی نمونده که مرض ارتروز هم به امراض دیگم اضافه بشه...بگذریم..با اجازتون میخوام یه خورده درد و دل کنم..چند روز پیش که توی یکی از کلاسامون استاد از بچه ها پرسید که کدومتون دارید برای ارشد میخونید؟هنوز سوال استاد تموم نشده بود که تنها پسری که در کلاس حضور داشت با لحن زننده ای گفت:استاد اینجور سوالارو هیچ وقت از خانمها نپرسید که جوابتون رو نمیدن..اخه نمیخوان دوستاشون بفهمن و ازشون جلو بزنن..و جالب تر از همه واسه من سکوت فراگیر دخترهای کلاس بود..یعنی یک اقا پسر اومد و تو یه جمع ۳۰ نفره همه ما دخترهارو برد زیر سوال و ماها...؟البته اینم بگم که من به غیرتم برخورد و جواب اون اقا رو دادم.اما حرفم اینه که احساس میکنم ما خانمها عادت کردیم به اینکه انواع و اقسام اتهامات رو بهمون بزنن و ما در عوضش فقط سکوت کنیم...اقایون هم یاد گرفتن که هر اتهامی که خواستن بهمون نسبت بدن..خوب که فکر میکنم میبینم توی جامعه امروز ما خانمها جای انگلیس و امریکارو برای اقایون گرفتیم..یعنی اگه تا ۵۰ سال پیش اون کشورها محل تخلیه عقده های فرو خورده رجال ایرانی از ناکامیهاشون بودن حالا نوبت ما خانم هاست..زنها حسودن..همش غیبت میکنن..ظاهر بینن..پول پرستن..سطحین..فقط به فکر ارایشو سر و وضع خودشونن..و هزار تا چیز دیگه..در حالی که نمیگن اگه خانمهای ما دنبال ارایشن واسه اینه که همین اقایون این توقع رو ازشون دارن..اگه با حرف من مخالفین یه نگاه به دوروبرتون بندازین ببینید دخترهایی که خودشون رو با شرایط امروز جامعه وفق ندادن چقدر براشون شرایط ازدواج پیش اومده..شما رو نمیدونم اما دور و بر من که این موارد خیلی زیاده..یه نگاهم بندازید به امار ازدواج به سبک سنتی که چقدر در جامعه ما پایین اومده..حالا با اینش کار ندارم که وقتی با طرف ازدواج میکنن تازه بهش میگن که موهاتو بده تو..اینقدر ارایش نکن...این مانتوهای تنگ رو نپوش..و اصلان هم یادشون نمیاد که همین معیار های ظاهری باعث ازدواجشون با اون خانم شده..بگذریم..یه استاد داشتیم که همیشه میگفت اگه دیدین تو یه جامعه ای انگشت اتهام یا تمسخر یا همون جک سمت یه گروه یا قومیت خاصه بدونید که اون جامعه از قدرت اون گروه واهمه داره..و این یعنی اقایون ما دارن از پیشرفت خانمها احساس خطر میکنند..اقایونی که تا همین چند سال پیش حاکم بی چون و چرای خونه و جامعه بودن نمیتونن خانمها رو تو این قضیه شریک کنند و مهم ترین دلیل تموم این اتهامات چیزی جز این نیست..ولی ما خانمها برای راهی که تا الان اومدیم رنج زیادی کشیدیم..پس این نیش و کنایه ها مارو دلسرد نمیکنه..ولی بدجوری ذات حسود بعضی از اقایون رو بر ملا میکنه..خصلتی که همیشه تاریخ به خانمها نسبتش میدادند...

 

نوشته شده در ساعت توسط aftab gardoon| |

     بگذار بگویند به طعنه مردمان...در گوش هم حکایت عشق مدام ما    هرگز نمیرد انکه دلش زنده شد به عشق...ثبت است بر جریده عالم دوام ما...    

نوشته شده در ساعت توسط aftab gardoon| |

به کجا چنین شتابان؟

((محتوای کتابهای تاریخ دوره راهنمایی و دبیرستان از امسال تغییر میکند و بخشهای مربوط به پادشاهان ایرانی از این کتب حذف شده و به جای انها زندگی بزرگان علمی گنجانده میشود))نمیدنم برداشت شما از این خبر چی میتونه باشه...اما من رو که به شدت نگران کرد..احساس میکنم این خبر نوید روزهای تاریک و تیره ای رو برای تاریخ وطنم به همراه داره...از الان دارم تفکر نسل اینده رو توی ذهنم مجسم میکنم..و برداشتی که از کشورش و تاریخش خواهد داشت..احساس میکنم که دستهایی پشت پرده است برای پرورش نسلی که هیچ تعلق خاطری به تمدن و فرهنگش نداشته باشه...تا حالا به این فکر کردین که هالیوود چرا اینقدر فیلمهای اسطوره ای مثل ترمیناتور-ماتریکس-بت من-سوپرمن-و....خیلیهای دیگرو میسازه؟و چرا این فیلمها اینقدر با استقبال مواجه میشن؟به خاطر اینکه امریکا یه کشور با تاریخ کوتاه چند صد ساله است..و هیچ تاریخ کهن و اسطوره ای نداره..و با این فیلمها یه جورهایی برای کودکانش اسطوره سازی میکنه..و به طور غیر مستقیم باعث میشه که بچه ها به کشورشون افتخار کنند..اما کودکان ما چی؟مایی که به تمدن ۷۵۰۰سالمون افتخار میکنیم  و تاریخمون پر از اسطوره و حماسه است ...کودکان ما همین الانشم چیز زیادی از گذشتشون نمیدونند ...و حالا با این تصمیم خصمانه عملا همون کمترین اطلاعات هم ازشون گرفته میشه..داریم به کجا میریم؟به سمت تربیت نسلهای بی هویت و سر خورده؟نسلی که در اینده از اینکه بخواد جایی بگه من ایرانیم شرم داشته باشه؟راهی که داریم میریم خیلی راه تاریک و وحشتناکیه..و عجیب اینکه به چه اشتیاق و شتابیم داریم در این سراشیبی سقوط میکنیم..

نوشته شده در ساعت توسط aftab gardoon| |

هنوز خاک مزارش تازه است....

((دلم گرفته است...دلم گرفته است...به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب میکشم...چراغهای رابطه تاریکند...چراغهای رابطه تاریکند...کسی مرا به افتاب معرفی نخواهد کرد..))دوباره شب شده...دوباره سکوت همه جارو پر کرده..یه سکوت ازار دهنده...اصلا این سکوت چیه؟...چیه به جز حرفهای نگفته...حرفهایی که نگفتیم یا نگذاشتند که بگیم؟تو اتاقم نشسته بودم و داشتم به اتفاقهای این چند ماه اخیر فکر میکردم...به اون طوفان سمگینی که با یک بارش زیبا و پاک شروع شد اما یک دفعه تبدیل شد به یک طوفان خانمان بر انداز...و الان...الان از اون طوفان فقط ابر های تیره باقی موندند...نه...نه..اشتباه کردم...اون طوفان نتایج دیگه ای هم داشت...و اونم شاخه های شکسته ای هستند که تازه به شکوفه نشسته بودند...چقدر دردناکه تماشای شکستن یه شاخه پر از شکوفه...و درختهای داغداری که خیلی زودتر از اومدن پائیز به زردی نشستند...دیشب بدجوری بغض کرده بودم...دلم میخواست فریاد بزنم و رها کنم این بغض فرو خورده لعنتی رو...اما میدونستم که نمیشه...یعنی نمیذارن..واسه همین ماژیک سبزم رو برداشتم و رفتم به سراغ ازادترین و امن ترین محیط اجتماعی که میشناختم..یعنی دیوار اتاقم..و شروع کردم به نوشتم..نوشتم(من از کجا می ایم؟که اینچنین به بوی شب اغشته ام؟هنوز خاک مزارش تازه است...مزار ان دو دست سبز جوان را میگویم)نوشتم...خیلی چیزای دیگه ام نوشتم..یه دفعه به خودم اومدم و دیدم تمام دیوار اتاقم پر شده از نوشته های سبز...خدای من ..یعنی انقدر دلم حرف نگفته داشت و من ازش غافل بودم؟داداش کوچولوم که تازه به حرف افتاده اومد کنارم و با زبون شیرینش بهم گفت رو دیوار خط خطی نکن کار بدیه...شاید شما هم بهش حق بدین..شاید بگید خوب اینارو توی دفترت مینوشتی...اما من خسته شده بودم از تموم دفترام...دلم یه محیط اجتماعی بزرگتر میخواست..برای همین به دیوار اتاقم پناه بردم..اما امروز احساس میکنم دلم یه محیط اجتماعی خیلی بزرگتر میخواد..دلم خسته شده از سکوت..دلم میخواد بغض فرو خوردم رو فریاد بزنم و صدای دلم رو به گوش همه برسونم...برای همینه که میخوام فردا حتما توی راهپیمائی روز قدس شرکت کنم...مانتوی سبزم روی رخت اویز چشم انتظارمه...

نوشته شده در ساعت توسط aftab gardoon| |

ارزوئیست مرا در دل.....

سلامی دوباره.امروز داشتم تو یه مجله یه مقاله ای میخوندم که راجع به خصوصیات همسر و زن مناسب از دیدگاه اسلام بود..!!دلم گرفت...به نظرتون این مقاله به اقایون چه توصیه هایی کرده بود برای همسرگزینی؟اون هم به شیوه ای که اسمش رو اسلامی گذاشته بود...نمیدونید؟الان براتون میگم.دختر خانمهای عزیز خوب دقت کنند:۱ـایمان و تدین..۲ـاصالت خانوادگی..۳ـزیبایی و اراستگی..۴ـکم خرج!!قانع..همراه با مهریه مناسب..۵ـولود بودن(نازا نبودن)!!!!!..خیلی برام جالب بود.منو یاد نمایشگاههای ماشین انداخت..البته اول یاد یه جای دیگه افتادم که صلاح نیست بگم..بگذریم..این خصوصیاتی که تو این مقاله اومده بود همشون خوبن..اما کی میگه اگه زنی توانایی باروری نداشته باشه مناسب همسری نیست؟ایا اینطور نگاه کردن به زن شخصیتش روبه عنوان یک انسان زیر سوال نمیبره؟


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت توسط aftab gardoon| |

به خاطر سادگیت...

سلام خدا جون...من ارزوئم.یه دختر ۱۰ ساله که امشب میخوام باهات درد و دل کنم...مامانم میگه تو مارو خوب میشناسی..تازه اسم تک تکمونم میدونی..اما من واسه اینکه منو با ارزوهای دیگه اشتباه نگیری بیشتر ازخودمون واست میگم..میخواستم ادرس خونمون رو واست بنویسم تا کاملا منو بشناسی..اما من فقط اسم کوچمون رو بلدم..اخه غیر از مدرسه هیچ جای دیگه ای نمیرم...که اونم داداشم (یعنی پسر بابام)منو میبره و میاره...اخه بابام میگه خوب نیست یه دختر تنها بیرون بره


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت توسط aftab gardoon| |

و خدائی که در این نزدیکیست...!!

سلامی دوباره..این دفعه میخوام یه خورده پامو بکنم تو کفش بزرگترها..و در مورد مطلبی بنویسم که یه خورده نوشتن در موردش سخته...اما دلمو میزنم به دریا و مینویسم البته در حد داشته های ذهنی خودم..یعنی یه دانشجوی ساده جامعه شناسی...و امیدوارم کم و کاستی هاشو به خوبی خودتون ببخشید...امروز داشتم یه مطلب راجع به ذهنیت و غرض ورزی غربیها راجع به اسلام و مسلمانها میخوندم..که راجع به این موضوع سر فرصت حتما مینویسم..اما امشب میخوام به موضوع کلی تری بپردازم..تا حالا به این اختلافات مذهبی مردم دنیا توجه کردین؟هر کدوم دارن سعی میکنن بگن دین ما برتر و بهتره..کاملتره..یکی اینور دنیا میگه مسیحیت یه دین تحریف شده است..یه عده دیگه اونور دنیا میگن اسلام دین شمشیر و خشونت و جنگه..یه سریه دیگه این وسط میگن دین زرتشتی ها امیخته به شرکه..حالا بخوایم وارد جزئیات هر کدوم از این دینها بشیم و به مذاهب برسیم که دیگه فاجعه است..کاتولیک ها پروتستان ها رو قبول ندارن و بالعکس..در این بین وضع مسلمونا هم که دیگه واقعا تاسف برانگیزه.اهل تسنن میگن شیعیان اسلام رو به شرک الوده کردن..شیعیان هم که اصلا اسلام اهل تسنن رو قبول ندارند..خلاصه اینکه توی قرن ۲۱ که ادماش ادعای دانش و تعقلشون گوش فلک رو کر کرده بحثهای دینیشون بیشتر به یک لجبازیه کودکانه شبیهه...واضح تر بگم ما ادما اصل رو ول کردیم و چسبیدیم به فرع...اینقدر خودمون رو تو این لجبازیهای کودکانه غرق کردیم که پاک یادمون رفته که همه این پیامبران اومدن که به یه چیز اشاره کنن..و اونم پرستش خداست..یعنی همون اصل و منشا همه جهان...یادمه یه روز که مشغول بازی با برادر کوچیکم که ۲ سالشه بودم برای اینکه حواسش رو به یه چیز جالب جلب کنم با دستم اشاره کردم تا به اون سمت نگاه کنه و اون چیزی رو که من میخوام ببینه..اما داداش کوچولوم با تعجب فقط به انگشت اشاره ام نگاه میکرد..و هرچی بیشتر به اون سمت اشاره میکردم بازم اون فقط به دستم نگاه میکرد..فکر میکرد دارم با دستم براش ادا در میارم تا بخنده..نمیدونید چقدر حرصم گرفته بود که داداش کوچولوم متوجه منظور اصلیم نمیشد..ماجرای ما ادما هم همین شده..همه این پیامبرها اومدن تا یه اشاره باشن به سوی اون منبع اصلی..اما ماها به جای توجه به اون منبع داریم سر اشاره دهنده اش دعوا میکنیم..و اصلا این وسط چیزی که در موردش بحث و تفکر نمیشه..همون خدائیه که در همین نزدیکیست..خدائی که با فاصله یه اشاره میشه دیدش..اما ما ادما ...به قول شاعر:هفت شهر عشق را عطار گشت...ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

نوشته شده در ساعت توسط aftab gardoon| |

چقدر افتاب زمستان تنبل است...!

سلام..من یه افتاب گردونه کوچیک و کم سن وسالم که توی یک باغ بزرگ بین یه عالمه

افتاب گردون ریز ودرشت دیگه زندگی میکنم..راستشو بخواید چند روزی میشه که گل

دادم..اما یه گل خیلی کوچیک..از روزی که گل دادم همش در ارزوی دیدن افتاب

بودم..اما چند تا ابر موذی همش مانع میشدن..همیشه شبا به امید دیدن افتاب فردا

میخوابیدم..دیگه داشت معنای اسمم فراموشم میشد که بالاخره یه روز صبح که از خواب

بیدار شدم...

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت توسط aftab gardoon| |

سلامی دوباره..با اجازتون این دفعه بازم میخوام راجع به کرامات صدا وسیما بنویسم..ببخشید دیگه..اخه دلم

خیلی پره..چند وقت پیش بود که یکی از دوستام به سلامتی داشت مادر میشد و در به در دنبال پیدا کردن اسم

مناسب واسه نو رسیده اش بود..یه روز که با چند تا از بچه ها دور هم جمع شده بودیم و مشغول تحقیق و

تفحص پیرامون یافتن نام مناسب بودیم دوستم یعنی همون مادر بچه یه دفعه گفت پیدا کردم..اسمشو میذارم

خشایار...چشمتون روز بد نبینه هنوز حرفش تموم نشده بود که....


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت توسط aftab gardoon| |

سلام.امشب میخوام درباره موضوعی بنویسم که چند وقتیه توجهم رو جلب

کرده و اونم قوانین جدیدیه که داره توی صدا وسیما  اجرا میشه..بچه که

بودم یعنی زمانی که سریال پلیس جوان از تلویزیون پخش میشد فکر

میکردم سیروس مقدم یه کارگردان حرفه ایه ...اما حالا احساس میکنم

اوضاع یه جورایی فرق کرده..نمیدونم شایدم سلیقه من عوض شده..هر

چی که هست الان معتقدم یه کارگردان خوب هیچ وقت فرمایشی کار

نمیکنه..یعنی واسه دلخوشی بعضی از اقایون فیلم نمی سازه..چیزی که

درمورد اقای مقدم کاملا بر عکسه..ایشون امروز تبدیل شدن به کارگردان

محبوب صدا و سیما  و ایضا اقای ضرغامی..که من اینجا چند دلیلش رو که

به ذهنم میرسه میگم:۱.استفاده ۱۰۰٪از چادر برای خانم های نقش اول

سریالهایشان..۲.مهم تر از همه اینکه این خانم ها همیشه و حتی دز محیط

خونه هم با  مقنعه و مانتو و چادرظاهرمیشن حالا چه این چادر سفید باشه

(نرگس)یا با یه درجه پیشرفت مشکی باشه(رستگاران)..و جالب تر اینکه

این خانم ها حتی هنگام خواب هم با روپوش بیرون به استراحت میپردازند

لابد بهشون الهام شده که ۷۰ میلیون !!!!بیننده دارن موقع خواب اونهارو می

بینند....خلاصه اینکه این ابتکارات  پر منفعت اقای مقدم به بقیه دوستان

سرایت کرده وحتی  پوشش خانم های ثروتمند سریالها هم عوض شده با

این تفاوت که خانم های ثروتمند در منزل چیزی شبیه ردای بلند دراویش در

رنگهای متنوع و شادی مثل قهوه ای سوخته..زرشکی..جیگری و ...به تن

می کنند.و  حالا بهتره بریم سراغ مزایای  اجرای این قانون جدید..۱.ارتقای

سطح پوشش خانم های ایرانی در خانه با الگو برداری از خانم های هنر

پیشه ۲.جلو گیری از به گناه افتادن مردان ایرانی با دیدن خانمهای هنر پیشه

در لباسهای جلف و تحریک امیزی مثل بلوز و دامن و روسری و ساق دست

و...که از نظر سازمان فخیمه صدا و سیما تحریک امیز شناخته شده اند..باز

هی بشینین بگین صدا و سیما در جهت سلامت روانی جامعه قدمی بر

نداشته..واقعا که بی منظورید ..دیگه اقای ضرغامی و دوستانشون!!!چه

کاری باید میکردند که نکردند؟؟؟؟

نوشته شده در ساعت توسط aftab gardoon| |


Design By : Night Skin